|
سپيده ي عزيزم براي تو مي نويسم. براي تو كه حقيقت را در باغ سبز وجودت ديدم و بوئيدم... فقط براي تو مي نويسم .براي تو كه زيباترين لحظه هاي شادم را با برق چشمانت ورق زدي . اي هميشه سبزمان زندگيم و اي يادواره تنديسهاي برفي تابستان طلاييم و تنهاييم... هميشه چشم به راهت خواهم ماند تا زردي آفتاب ،تا خيال برگ و شايد تا مرگ سبيدار....
|
|